Wednesday, October 28, 2009

خبري كه براي ما خوش نيست!


در حدود يك ماه پيش در خبرها شنيده ايم كه خطوط هوايي قطر با استفاده از يك فروند ايرباس A340 توانست براي اولين بار از گاز طبيعي به صورت مخلوط با سوخت معمول هواپيماهاي تجاري به عنوان سوختي پاك تر! از سوختهاي معمول بهره برداري كرده و با 6 ساعت پرواز مداوم استفاده از اين سوخت را در مسير قطر-لندن آزمايش كند.
پروژه مذكور با همراهي كمپاني معظم شل و در قالب يك طرح تحقيقاتي صنعتي براي توليد سوختهاي پاك با استفاده از گاز طبيعي و ساير سوختهاي مايع و سرمايه گذاري شركت نفت قطر ممكن شده است. قطريهايي كه برسر سفره مشترك گازي با ايران بعنوان سومين توليد كننده و صادركننده گاز بسيار بيشتر از همتاي شمالي خود در برداشت از ذخاير گازي خود موفق عمل كرده اند.
سوخت مذكور كه GTL Kerosene نام گرفته است، يكي از 5 محصولي است كه قرار است در پالايشگاهي با نام Pearl GTL تا 2012 به توليد انبوه رسيده و با يك ميليون تن توليد در سال توان تامين سوخت براي طي 500 ميليون كيلومتر را براي يك ناوگان هوايي استاندارد خواهد داشت!!. محصول مذكور كه GTL Jet Fuel نام گرفته است طي امتزاج 50% با سوخت معمول هواپيماهاي تجاري و گذراندن آزمون استاندارد ASTM D7566 “Aviation Turbine Fuel Containing Synthesized Hydrocarbons” بدون تغييرات در موتور هواپيما قابل استفاده خواهد بود
تكنولوژي و گواهي توليد محصولات GTL با دانش شركت شل ثبت شده و براي اولين بار در جهان در همسايگي ما و كشور قطر تا سال 2012 قابليت توزيع در بازارهاي مصرف بعنوان اولين سوخت سبز جهان با نسبت توليد ذرات خروجي اگزوز كمتر و محدوده آلايندگي بسيار پايينتر منواكسيد كربن خواهد بود.
پ.ن:افزايش نگراني از ادامه اين روند رقابت در منطقه و عقب ماندن مجموعه نفت كشورمان از بازي كه به راحتي مي توانست يكي از بازي گردانهاي آن باشد به بهانه هاي واهي و چسبيدن به استراتژيهاي غلطي كه در آن هيچ مزيتي براي كشور و مردمان وجود ندارد باعث خواهد شد كه سرخوردگي و دلسردي در بدنه كارشناسي و ريزش نيروهاي متخصص روز به روز بيشتر ادامه يابد...







Tuesday, October 27, 2009

لزوم ايجاد كمپينهاي يك نفره

كمپين هاي مرسوم در جهان براي گرد آوري جمعيتي كه در مورد اهداف خاصي اتفاق نظر دارند ،طراحي مي شوند وتاثير بر اذهان عمومي و فشار بر ساختار تصميم گيرنده حكومتي در جدي گرفتن و الويت دادن به اين اهداف از تاكتيكهاي نتيجه ساز اين گروهها است.
يكي از رموز موفقيت براي به ثمر رساندن اين تلاشها، جمع آوري و عضو گيري هر چه بيشتر براي نشان دادن جايگاه مردمي يا اكثريتي اين كمپين ها است و معمولاً بدون گسترده شدن و انعكاس نظريات كمپين نتايج قابل قبولي به دست نمي آيد...
اين طرز فعاليت براي رسيدن به خواسته هاي قانوني معمولاً به خرد جمعي و مشاركت عمومي تكيه مي كند ولي از لحاظ ساختاري به يك سر و مغز مجهز است كه ساير اعضاي بدن كمپين را راهبري مي كند.نگاه جمعيتي از ديدگاههايي است كه مي تواند منجر به تشكيل حزب و دسته جات اجتماعي يا سياسي نيز گردد و به نوعي وامدار انقلابهاي بزرگ بشر در قرنهاي19-20 ميلادي به شمار مي رود.
با وجود همه موفقيتهايي كه در حركتهاي جمعي وجود دارد به دلايل بسياري من بر این باورم كه هزاره سوم زمانه تفكر برای همه اشخاص و عضو به عضو جامعه جهاني است و انجام درست و به موقع وظايف شهروندي در اين جامعه بزرگ مي تواند راهگشاي همه مشكلات بشري باشد.
نمونه چنين شهرونداني را مي توان از خلال گزارش اشپيگل معرفي كرد، Irmela Mensah-Schramm بانوي 63 ساله آلماني كه در برلين به جمع آوري و رفع آثار پروپاگانداي راست هاي افراطي،نئو نازي ها و مهاجرستيزهاي ژرمن مي پردازد و نماي شهرش را از القاي چهره نژادپرستانه پاكيزه نگاه مي دارد.
با وجود قوانين سخت گيرانه براي جلوگيري از شعار نويسي و گرافيتي هاي افراطي و نژاد پرستانه، استفاده ازصليب شكسته و انواع نمادهاي نازيها در سطح شهرها باز هم شيوع اين طرز فكر در بين بخشي از جامعه امروز آلمان بسيار نگران كننده است و اين بانوي آلماني به روش شخصي خودش و بدون كمك و گرفتن اعانه از جايي يا كسي و صرف مبلغي در حدود 300 يورو ماهيانه در خيابانهاي برلين با پاك كردن اين شعارها و نمادها با نازيها مي جنگد!.
كمپين يك نفره ايرملا توجه بسياري از شهرونداني را كه در پشت پرچين خانه هايشان فقط به آرامش مي انديشيند، برانگيخته است. او با وسايل ساده اي مانند يك كاردك كوچك،وسايل مانيكور ناخن و رنگ و بعضي حلالهاي ساده در عرض 23 سال گذشته بيش از 80000 برچسب،شعار،و تراكت را در خيابانها، تراموا و قطار از لوث تفكر نازيها و افراطيهاي ژرمن پاك كرده است.
او تا كنون دو جايزه ارزشمند را يكبار در سال 1994 the Federal Medal of Merit و در سال 2005 the Erich Kästner Prize از مجمع مطبوعات درسدن دريافت كرده است.
او همچنين نمايشگاهي از آنچه در اين سالها انجام داده برگزار كرده و به هزينه شخصي كارگاههاي آموزشي براي جوانان و نوجوانان در رد آراء و نظريات نژادپرستانه برگزار مي كند!.
پ.ن: احساس وظيفه شخصي و باور داشتن به آنچه كه صلاح و بهروزي جامعه است مي تواند انگيزه شخصي هر كسي باشد!،فقط اگر به اين نقطه رسيديد منتظر ديگران يا جمع شدن عده اي به دورتان نمانيد، حركت كنيد...

ریکیاویک بدون مک دونالد نیز طاقت می آورد


وقتی که افزایش هزینه ها,کاهش سود و عدم امکان رقابت با رقبای محلی به همراه رکود اقتصادی کشور میزبان هجوم بیاورند,حریف هر چه قدر هم که عناوین دهان پرکن و گستردگی فعالیتی بین المللی اش را یدک بکشد مجبور است که به نفع محاسباتی ساده در حد چرتکه سهمش را در بازار به رقبایش واگذار کند!!.لینک خبر
مک دونالد معروف به واسطه وابستگی به واردات مواد اولیه از آلمان برای تامین 3 شعبه خود در Reykjavikپایتخت ایسلند و افزایش بی رویه تاحد 100% هزینه ها در عرض 18 ماه گذشته مجبور شد که جنگی نابرابر را در عین توانایی های غیرقابل انکارش در بازار FastFoodجهان به تولید کننده داخلی همبرگر در ایسلند واگذار نماید و نمایندگی هایش را از این کشور جمع آوری کند!!.
این اتفاق نشان دهنده آن است که الگوی اقتصاد باز حتی در شرایط رکود جهانی نیز می تواند موفق تر از اقتصاد بسته عمل کند و ساختار عرضه و تقاضا و مکانیسم هزینه ها اگر با پشتیبانی ساختار گمرگی و مالیاتهای متناسب همراه باشد,تولید کننده داخلی نیز می تواند به دوام بازار و تولیدات خویش امیدوار بماند.
پ.ن: اگر مکانیسم بازار آزاد به معنای واقعی در کشور ما نیز نهادینه شده بود شرایط بحرانی اقتصاد جهانی در طی سالهای2007 -2010 می توانست فرصت مناسبی برای بیرون ریختن اجناس چینی و بنجل از بازار و احیای صنایع مشابه داخلی بود که متاسفانه در حال از دست رفتن است...

Monday, October 26, 2009

بي مبالاتي در كابين خلبان


در ايران بحث داغ سوانح هوايي معمولاً به فرسودگي ناوگان هوايي ختم مي شود و تحليلهايي كه از جعبه سياه هواپيما به دست مي آيد و نهايتاً اعلام نتيجه بر اساس خطاي انساني و بويژه خلبان و ناوبر را هموطنان من به سادگي نمي پذيرند و هميشه با لبخند تمسخرآميزي نقش توطئه هاي پشت پرده را از نظر دور نمي دارند،ناگفته نماند كه توهم داشتن بهترين خلبانان جهان نيز در كنار ساير توهمهاي ايراني هميشه باعث شده كه خلبان ايراني را مقصر ندانيم!.
اخبار اشتباهات فاحش خلبانان و اتفاقاتي كه در كابين آنها به دور از چشم خدمه و مسافرين به وقوع مي پيوندد اين روزها مطبوعات غربي را پر كرده است، خلباناني كه بيش از يك ساعت به تماسهاي راديويي پاسخ نمي دادند و با وجود مشهود بودن خواب و استفاده از سيستم پرواز خودكار، باز هم به خوابيدن در هنگام پرواز اعتراف نكرده اند! يا خلباناني كه مشغول استفاده از لپتاپ شخصي بوده اند و بيش از 150 مايل از نقطه تقرب به فرودگاه مقصد دور مي شوند و فقط زماني متوجه مي شوندكه مهماندار با دق الباب از آنها در مورد زمان دقيق فرود پرسش مي نمايد!!. دلايلي مانند يكنواختي و بسته بودن فضاي كابين و ساعتهاي متوالي پرواز باعث شده تا اين شغل با ريسك كم توجهي شاغلان آن روبرو باشد و خطاهاي انساني جبران ناپذيري را رقم زند،با توجه به تجهيز هواپيماهاي جديد به سيستمهاي خودكار پرواز در صورت عادي بودن وضعيت هواي مسير به جز برخاستن و فرود لحظات دشوار ديگري وجود ندارد و مي تواند لحظات كسل كننده و يكنواختي را براي ساكنين اين كابين كوچك فراهم آورد...
پ.ن: ترس شخص من از اين است كه با استفاده از خدماتي مانند اينترنت بيسيم در هواپيماها و ورود نسل جديد و جوان به اين مشاغل كه همگي اعتياد به وب در خونشان است!، تكليف مسافرت سالهاي آينده با هواپيما به كجا ختم مي شود؟؟!.

ارزان فروشیAldi دوای درد رکود اقتصادی

نام ALDI در آلمان بعنوان مبداء پیدایش این سوپرمارکت زنجیره ای با همان صفت ارزان فروشی! محبوب ایرانیها همراه است و طبق نظرسنجی انستیتو تحقیقات بازار آلمان در سال 2002 بیش از 95% از کارگران, 88% از کارمندان, 84% از مستخدمین خدمات عمومی و80% از خودفرمایان مشتری ثابت این مرکز عرضه کالای با قیمت ارزانتر در آلمان بوده اند که امروز دیگربا 8210 فروشگاه یک نام جهانی است!.
نام این کمپانی از نام فامیل دو برادر و اول کلمه تخفیف در انگلیسی شکل گرفته است "ALbrecht DIscount".این دوبرادر که لقب ثروتمندترین مردان آلمان را با 58 میلیارد دلار سود سال 2008یدک می کشند امروز بازنشسته شده اند ولی با ایده اولیه خودشان آلمان را به دوبخش شمالی و جنوبی و حدود بازار کاملاً مشخصی تقسیم کردند. مهمترین عامل رقابت این ابرسوپرمارکت در عرضه کالا با بسته بندی اصلی در اشکاف و طبقات فروشگاههایش است و از این طریق از هزینه چیدمان و دکوراسیون فاکتور گرفته است و خرید بسته ای و کارتنی را به صرفه و رقابتی نموده است و بسیاری از شهروندان آلمانی از طریق خرید مقادیر بیشتری از یک کالا به صورت شبه عمده و به قول اصفهانی ها صندوقی !! با کمی تخفیف تشویق کرده و سود اصلی را در فروش بسیار بالای که دارند به دست می آورند.
پ.ن: با وجود آمار سال 2002 و اذعان شهروندان آلمانی که در دهه پیش خریداران این مرکز از طبقات متوسط به پایین بوده اند,ولی در طی چند سال اخیر دیدن صاحبان مرسدس و آئودیهای گرانقیمتی که در پارکینگ این فروشگاه پارک کرده اند و برای خرید به داخل آن می روند به پدیده عادی بدل شده است!.
پ.ن:ایده فروش ارزانتر کالا با پایین آوردن هزینه عرضه,بسته بندی و همان فروش صندوقی! کذایی برای این سالهای متورم داخلی! نیز می تواند ایده جذابی برای طبقه متوسط و پایینتر رو به افزایش وطنی محسوب شود!.

اركستر دلها The Band's Visit


با اين فيلم، مجموعاً 5 فيلم از سينماي معاصر اسرائيل را ديده ام و همگي بدون استثناء داراي تصاوير و مضامين بكر در اينسوي آبها به شما مي رفتند،همگي از پنجره اي ديگر و بسيار متفاوت با آنچه مي شناخته ام به دنيا نگاه مي كرده اند.
فيلم The Band's Visit به كارگرداني و توليد 2007 ميلادي يكي از آن شعرهاي ناب پيرامون بد فهميدن تعارض و دشمنيهاي بي جهت نژادهاي مختلف بشري است.يك گروه اركستر سازهاي كلاسيك و عربي متعلق به پليس اسكندريه از مصر به اسرائيل دعوت مي شود تا براي يك انجمن فرهنگي-عربي برنامه اجرا كند و در اين وانفسا با ندانستن زبان عبري و بعضي ملاحظات ديگر آدرس مقصد را بعد از ورود به اسرائيل به اشتباه طي مي كنند و در يكي از شهركهاي اسرائيلي مجبور به رحل اقامت و آشنايي با زني رستوران دار مي شوند كه با ديدن مستاصل بودن آنها ترتيبي مي دهد تا آنها در اين شهرك بدون هتل در خانه هاي او و چند تن از مشتريان دائم بيتوته كنند و از اين پس معلوم مي شود كه براي دو طرف فارغ از عرب بودن يا اسرائيلي بودن چيزهاي بسياري براي به اشتراك گذاردن يا از هم آموختن وجود دارد...
فيلم از جمله آثار مطرحي است كه در جشنواره كن نيز به جايزه Un Certain Regard - Jury Coup de Coeurمفتخر شده و براي نمايش هنرمندانه تنوع فرهنگي و برهنه ساختن مفهوم تعارض فارغ از جنسيت،مذهب و نژاد تلاش كرده است.
پ.ن: فيلم لحظات بسيار زيبايي دارد كه همگان فراموش خواهند كرد كه روزگاري مصر و اسرائيل دشمنان وادي بلنديهاي جولان بوده اند و نسل فعلي آنها نيازي ندارد كه از آن جنگها يا نفرتها ياد كند.

Saturday, October 24, 2009

سگ و گربه نه! خرگوش و ماکیان آری!


قضیه carbon footprintرا به یاد دارید؟,به قدری این طریقه محاسبه عمومیت پیدا کرده که اینبار به سراغ نگهداری حیوانات خانگی نیز رفته است.اگر باز هم به یاد داشته باشید جریان گاز معده علف خواران نشخوار کننده مانند گاو را نیز بعنوان یکی از منابع گرمایش زمین مطرح شده بود ولی این بار یک بررسی اجمالی در مورد انواع حیوانات خانگی را به نقل از دیلی تلگراف پی می گیریم:
در مورد حیوانات خانگی تناسبی بین ابعاد بدن آنها و میزان تاثیراتشان بر محیط زیست و گرمایش زمین وجود ندارد, به طور مثال تاثیر زیست محیطی یک سگ با هیکل متوسط با یک تویوتا لندکروزر که در سال 6000مایل را طی کرده باشد شباهت دارد در حالیکه یک گربه با یک فولکس واگن مشابهت بیشتری دارد!.اگر بخواهبم بیشتر مسئله را تشریح کنیم باید به عدم فایده پروتئینی این دو حیوان خانگی برای انسان (البته به جز ساکنین جنوب شرق آسیا) ومصرف مقادیر زیادی گوشت و پروتئین و تاثیرات متعاقب آن اشاره کرد.در مقایسه خرگوشها و ماکیان دوستدار محیط زیست محسوب می شوند و در انتها نیز به مصرف انسان می رسند!.
پ.ن:اگر مزیدی ناراحت نشود این مقاله به شباهت صدمات یک جفت همستر درسال با کارکرد سالیانه یک تلوزیون پلاسما نیز اشاره دارد!...
پ.ن: یکی از راه حلهای پیشنهادی برای اقلیمی پایدار در کره زمین رفتن به سمت خوردن سگها برای کاهش جمعیت آنها است (با آن علاقه ای که غربیها به سگهایشان دارند!)!, زیرا همان سگ متوسط القامه در سال 164 کیلوگرم گوشت و 95 کیلوگرم غلات را مصرف می کند, 1.75 تن گاز مضر منتشر می کند و با زاد و ولدش نیز این مصرف بدون بازگشت را دوچندان می کند ولی یک جفت خرگوش با زاییدن 36 توله در نهایت پتانسیل تولید 72 کیلوگرم گوشت را در خود دارند!.
پ.ن:آمریکائیها که از حیوانات خانگی شان دل نمی کنند اطلاعات زیادی فراهم کرده اند تا بتوان در کنار نگهداری از حیوانات تاثیرات زیستی محیطی آنها را کاهش داد!.
پ.ن: 1 هیچ به نفع آنهایی که به دلائل مختلف سگ و گربه را به خانه شان راه نمی دادند!!.

Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro, a little change by PThemes