Wednesday, December 9, 2009

توانايي شبكه اطلاعات مردمي را دست كم نگيريم!

هر عضو جامعه توانايي ديدن بخشي از حقايق و وقايع جامعه را بنا بر نوع و عمق نگاه شخصي را با خود حمل مي كند و پيوستن اين توانايي ها در نمونه هاي آماري بزرگتر از لحاظ فراواني به تكميل شدن پازلهاي بزرگتر و واضحتري از آن جامعه منجر خواهد شد.
آژانس تحقيقات پيشرفته دفاعي در ايالات متحده آمريكاDefense Advanced Research Projects Agency (DARPA) متولي توسعه فن آوريهاي جديد براي وزارت دفاع اين كشور است و با ترتيب دادن مسابقات و طرحهاي رقابتي-پژوهشي در اين كشور بدنبال راهكارهاي بسيار پيشرفته با كارايي دفاعي-نظامي است.در يكي از آخرين هماوردطلبيهاي تكنولوژيك كه توسط اين آژانس با جايزه 40 هزار دلاري اعلام شده بود،با عنايت به ساختار ناشناخته رفتار جامعه در يك قالب يك شبكه و بويژه توانايي هايي كه بواسطه هم افزايي اطلاعات گروهي و جمعي از طريقه اينترنت امكانپذير است، رقابتي براي پيدا كردن و جانمايي 10 بالون شناور 8فوتي كه به طرز كاملاً قابل رويتي در 10 نقطه ناشناس ايالات متحده قرار داده شده بودند،ترتيب يافت.4000 گروه شركت كننده پس از ثبت نام مي بايست از هر طريق ممكن محل دقيق برافراشته شدن اين بالنها را حداكثر طي 9 روز گزارش مي كردند ولي گروه انستيتو تكنولوژي ماساچوست MIT Red Balloon Challenge Teamتوانست با استفاده نوعي تكنيك بازار يابي فعال شبيه به multi-level marketing و وعده مشاركت 2000دلاري براي گزارش هر بالون در سايتشان فقط با طي 9 ساعت ! پس از آغاز مسابقه،كليه بالونها را جانمايي نمايد!!.قبل از شروع مسابقه سناريوهاي راهبردي چون بهره گيري از تصويربرداري ماهواره اي يا منطقه اي و يا راهبردهاي وب2مانند crowdsourcing بعنوان راهكارهاي اصلي پيشبيني مي شده است و بعنوان استراتژيهاي رقابتي توزيع و انتشار اطلاعات نادرست براي پيش افتادن از رقبا نيز مطرح بوده است.استفاده روزافزون اطلاعاتي از مردم و تك تك اعضاي يك جامعه در قالبهاي خودآگاه يا ناخودآگاه از پروژه هاي بسيار مهم سازمان امنيت ملٌي آمريكا نيز محسوب مي شود.لينك خبر
پ.ن:تقليل زمان دستيابي به كمتر از يك دهم زمان پيشبيني شده فقط نمونه كوچكي از توانايي شبكه هاي اطلاعاتي به هم پيوسته است ولي بعقيده من مهمترين توانايي اين شبكه افزايش سطح اطمينان از صحت اطلاعات و بالا بردن ضريب واقع گرايي اطلاعات بويژه در تحليل حوادث و وقايع است...
پ.ن:ساختارهاي دفاعي-امنيتي آمريكا بيش از هر كشور ديگري به صرف هزينه براي تحقيقات متمركز در اين بخش مي پردازند ولي خروجي نهايي اين فن آوريها صرفاً جنبه اسرارآميز يا نظامي-امنيتي پيدا نمي كند و پس از طي دوران قانوني ثبت حقوق مولف و طبقه بندي دولتي به بخشهاي ذينفع در سطح جامعه نيز وارد شده و به صورت تكنولوژي هاي مورد نياز عمومي در مي آيند.
پ.ن:تكيه بر توانايي اينترنت و هم افزايي اطلاعات شبكه به جاي محدود كردن و دولتي كردن امكانات آن مي تواند آينده نويني براي هر دولت و ملٌتي رقم بزند...

Monday, December 7, 2009

تقارن جوابگو نيست

فرش ايراني بعنوان سرسلسه صنايع دستي كشور در ورطه و سراشيبي ناگواري از لحاظ بازارهاي خارجي قرار گرفته است كه از جمله مهمترين دلايل آن از دست دادن مخاطب عام،تفاوت قيمت محسوس با انواع چيني-هندي و ترك بدون ارضاي مشتري با كيفيت و طرح و نقشه مطلوب و قابل ترجيح بوده است.
نگاهي به طراحي استوديو مانگو در هلند به سفارش و توليد Umbraنشان مي دهد كه تفاوت نگاه اروپاييها به يك مقوله شرقي،مي تواند با بر هم زدن اصلي مانند تقارن در نقشه فرش ايراني باز هم زيبايي بيافريند!،اين تعصب هنرمند قاليباف و طراح قالي ايراني و اصرار بر تكرار كادرهاي 4 گوشه و لچك ترنج و مقارنه نقوش اسليمي آن چيزي نيست كه بازار امروز جهان را تسخير كند و حداقل در بعد عام بازار فرش جهاني پاسخگوي سليقه مشتريان اين كاردستي ايراني نيست!.
پ.ن: اميدوارم طراح هاي ايراني بتوانند اين تفاوت نگاه را هضم كنند تا بتوانند محصولي در خور نام فرش ايراني با ايده هاي جديد به بازار ارائه كنند...

یسنا و سفر دریایی



یسنا در این مسافرت دریایی اخیر به مدد کبٌر سن ! و البته فهم بیشتر!, از آنچه در طول سفر دریایی در مسیر قشم به بندرعباس سوار بر لنج تجربه می کرد گفتنیهای بیشتری داشت و دائماً در تلاش بود تا دانسته هایش از دریا را که از انیمیشنهای مرتبط فرا گرفته با لحظاتش بر روی آب پیوند بزند!,به همین خاطر لحظه ای از روی عرشه رفتن و یا سینه لنج غافل نمی شد و منتظر بود تا کوسه ها یا دلفینها از آب بیرون بپرند یا مرغهای دریایی تا نزدیک ما پرواز کنند و او بتواند همه آنها را لمس کند,خودش را به همگی معرفی کند و چند کلامی اگر فرصت پیش آید با آنها خوش و بش کند!!...
پ.ن: عکسهایی که می بینید در مسیر رفت و برگشت و فیگورهای مختلف ایشان گرفته شده است, فیگور آخر را ایشان با نام مستطاب "پیشی بدجنسه" ! نام گذاری کرده اند و حکایت از موجودی شرور دارد!!.

Sunday, December 6, 2009

ستاره های افتاده ومسافرخانه های هتل نما

مسافرت کردن و گزارش سفر و سفرنامه نوشتن از سنتهای پسندیده ای است که در میان اعقاب ایرانی نیز عمومیت داشته و بهترین تصویر و موخره از آنچه زمانی در جایی جریان داشته است را به دست می دهد...
گزارش تحلیلی سفر این روزها در جهان بهترین وسیله اطلاع رسانی و دریافت اطلاعات در خصوص سرزمینهایی است که به آنجا نرفته اید و معمولاً پس از خواندن چندین و چند عنوان آن در وصف یک مکان مشترک, تصویری نزدیک به حقیقت حاصل می آید.
تعطیلات اخیر را و روز بین الاتعطیلین! آن را در قالب یک روزمرخصی به سفر کوتاه مدتی به جزیره قشم و اقامت یک شب و دو روزه در آن اختصاص دادیم. بنا به اطلاعات قبلی سعی داشتم یک اتاق پلاژ سیمین را برای این سفر رزرو کنم ولی با توجه به ازدحام مسافر مقدور نشد و به ناچار انتخاب بعد را به تنها هتل مثلاً چهارستاره قشم که روزی روزگاری گل سرسبد جزیره بوده است معطوف کردم!, بماند که آن هم با این شلوغی در چه وضعیتی مهیا شد ولی اصل ماجرا به رفتن و اقامت در این هتل کذایی ارتباط دارد که بنا به اطلاعات پرتال منطقه آزاد قشم, دو سالی نیز از افتادن یکی از ستاره های آن می گذرد!! و آنچه باقی مانده است چیزی است در هیات یک هتل ولی اندرونی در قد و اندازه یک مسافرخانه معیوب!, خرابی و نموری و نبود امکانات, کمبود پرسنل خدماتی و شهر هرتی که دراین هتل باقی مانده از دوران کیا و بیای مناطق آزاد حکمفرما است شما را به یاد طنزهای تلخ انگلیسی می اندازد. به لحاظ تاسیسات, بهداشت وآرامش به تنهایی می تواند در جامعه هتلداری کشور حرف یک میلیون مانده به آخر را بزند!!.
با توجه به ساعت معمول تحویل اتاق در هتلهای ایرانی بایستی در ساعت14 اتاق تحویل می شد ولی با یک ساعت تاخیر و چندین عدد متلک محترمانه اینجانب در مورد اصول هتلداری بلاخره در ساعت 15 به اتاقی راهنمایی شدیم که شامل ظاهر یک اتاق دو تخته و محلی معیوب به جامانده از برچیده شدن سیستم تهویه مطبوع قدیمی و نصب یک سیستم اسپلیت درب و داغان,یک تلوزیون21 اینچ مخروبه و زهوارهای کنده شده کمد و کنسول دیواری و سرویس بهداشتی آکنده از بوی نمور و دریا و شرجی و لکه لکه های شوره برسر تا پای آن نوید اقامت 48 ساعته پر از چالشی را می داد!.تا وقت خواب که به اتاق بازگشتیم و حدود نیمه شب که با صدای گریه و جیغ و هوار دو فقره از بانوان نه چندان محترم از محوطه ورودی هتل و لابی از خواب پریدیم, وضعیت نابسامان دیگری گریبانمان را نگرفت و تا وقت صبحانه و بوفه محقر آن و نارضایتی سایر مهمانان در هنگام صبحانه موضوع قابل عرض دیگری باقی نماند و به سرعت زمان را تا 14 عصر و بازتحویل اتاق به پذیرش و اندکی توصیه به مدیریت هتل به سرعت گذراندیم...
پ.ن: هزینه یک شب اتاق دوتخته این هتل با صبحانه با احتساب سه ستاره بودن آن 55 هزارتومان ناقابل است که البته در مقایسه با هتلهای 2ستاره شبی 200 درهمی امارات مبلغ بی ربطی است!.
پ.ن: هتل در ورودی با یک سنگ نبشته به زبان پرتغالی متعلق به 1591 میلادی و دوران حضور پرتغالی ها در خلیج فارس مزین شده است که یسنا نیز با آن عکس یادگاری انداخته است.
پ.ن: وضعیت فعلی هتل را به حساب بی در و پیکر ماندن سازمان مناطق آزاد قشم در طی حکومت داری دولت فعلی می دانند ولی گویا به تازگی بخش خصوصی پا پیش گذارده تا بتواند با انجام تعمیرات هتل حداقل در ظرف یکسال آینده دوباره آن را سرپا کند...
پ.ن: پتانسیل این جزیره برای اکوتوریسم بی نظیر است ولی متاسفانه هنوز متولی این نوع توریسم به همراه سایر انواع ن در کشور پیدا نشده است و گویا متولی سابق آن در همین دولت نیز به تازگی به مشورت دادن در امور نفت مشغول گشته است !.
پ.ن: از مناظر عجیبی که دراین سفر دیدم,سکوی حفاری نفتی یکی از همسایگان جنوبی است که گویا در یکی از طوفانهای دریایی 2سال اخیر افسار بریده و به سواحل قشم خزیده و یکی از بهترین مناظر ساحل قشم را که پیش از این در بخشی با عنوان پلاژ سیمین معرفی کرده ام با هیکل ناموزون خود از ریخت انداخته است!.معلوم نیست سازمان محیط زیست وطنی که برای همه صنایع پیش پیش فاکتور عوارض آلایندگی می فرستد دراین خصوص و تهیه لایحه شکایت بین االمللی زیست محیطی از شرکت صاحب سکوی حفاری چه کرده است؟؟؟!.

Friday, December 4, 2009

توهٌم بیش عاطفی بودن ایرانیها

ما ایرانیها به واسطه محدودیت در درون مرزهایمان, کم مسافرت کردن و کمتر آشنا شدن با فرهنگهای دیگر به توهٌمات زیادی در خصوص آنچه هستیم مبتلا شده ایم و تا این پوسته ضخیم را نشکافیم و از زاویه بیرون از این کج فهمی هایمان به خودمان و سایرین نگاهی نیاندازیم, نمی توانیم متوجه شویم که آنچه بعنوان انسانیت مطرح است به جمیع رفتارهای انسانی در سراسر دنیا تعلق دارد و ما فقط بخش کوچکی از این جامعه بزرگ هستیم و چه بسا که وظایف خود را بسیار فروتر از دیگران انجام داده ایم!.
توهٌم عاطفی تر بودن ایرانیها و این که هیچکس مانند ایرانیان به سایرین عشق نمی ورزد و محبت نمی کند تبدیل به سایه سنگینی شده تا بسیاری از کسان را برای در خارج زندگی کردن از فضایی سردتر و غیر عاطفی تر از داخل کشور می ترساند و این در حالی است که فقدان شناخت از فرهنگ و معیارهای انسانی جامعه میزبان باعث چنین برداشتی است و وقتی که توانستید بر ابزارهای احساسی و عاطفی آنها مسلط شوید مانند اعضای همان جامعه به درک عاطفه و احساس شان خواهید رسید...
تصادفاً از طریق گودر یک عزیز تازه آشنا به یک عکس دست پیدا کردم که پلاک فلزی یک نیمکت وقفی پارک مرکزی نیویورک را به نقل از تامبلر یک خارجی نشان می دهد,واقف به یاد دوست و عزیز از دست رفته اش آن را اهدا کرده است و جملات روی این پلاک هر دلی را می فشرد و گونه هایتان را با طعم زیبای شکوه عاطفه خیس می نماید.
"به یاد آدریان کسلر:عاشق ماهی تن, کارت استفاده از مترو, ایتالیا,غذاهای بدون چربی, زینت الات ارزان, کفشهای کتانی, استفاده از میکروویو, فامیل, دوستان و سنترال پارک-همه چیزی که او میخواست یک نیمکت بود!, بفرمایید بنشینید!"
پ.ن: هر ایرانی که ادعا دارد بیش از این نیمکت اهدایی می تواند عشق و یاد عزیزش را زنده نگاه دارد حتماً کامنت بگذارد!.

Thursday, December 3, 2009

موگادیشو در ویرانگی وجنگ خیابانی به مقام اول رسید

مجموعه دلایلی که از یک شهر ویرانه ای ساخته است تا خصمانه ترین و پرآشوب ترین شهر جهان لقب بگیرد,بیشتر به منازعات قبیله ای و زیاده خواهی گروههای سیاسی و شبه نظامی سومالی مربوط است.موگادیشو تا همین 20 سال گذشته با برخورداری از سبک معماری نئوکلاسیک ایتالیایی به سرزمین سومالی-ایتالیایی شهره بوده است, ولی جنگ شهری و خیابان به خیابان بین نظامیان دولتی و تندروهای اسلام گرا ویرانه ای را با هزاران کشته, یک و نیم میلیون نفر آواره وصحنه ای تهوع آوری از جنگ بی امان بین طرفین ایجاد کرده است که دیگر هیچ امنیتی برای هیچکدام از طرفین منازعه باقی نگذارده است.مردم سومالی به چندین گروه تقسیم شده اند که قسمت اعظم آنها هیچ پیشه ای جز سلاح دست گرفتن و به سمت هم تیراندازی کردن ندارند!.
گزارش ایندیپندنت از این جنگ خانمانسوز فقط به شرح گوشه ای از آنچه واقعاً در جریان است می پردازد,شهر در طول روز با جمعیت معمول خود به زندگی شهری شبیه به آنچه انتظار می رود ادامه می دهد ولی پس از ساعت 3 بعد از ظهر ناگهان شهر از جمعیت خالی می شود و با حضور وانتهای ژاپنی مجهز شده به تیربارهای روسی و مردانی که به دنبال دشمن می گردند به صحنه تمام عیار جنگ بدل می شود و کافی است که گروه های متخاصم در تقاطع خیابان یا کوچه ای افرادی را از طرف روبرو ببینند و آنگاه شلیک بی امان سکوت عصرانه موگادیشو را فرا می گیرد و صبحگاه فردا باز هم خیابانها به خون کشته و مجروح شدگان شامگاه قبل آغشته شده است !,تنها مراکز درمانی شهر توسط نیروهای حافظ گفتگوهای صلح اتحادیه آفریقا سرپا مانده است و به این مجروحین خدمات درمانی ارائه می کند.
یکی از تبعات این بی قانونی و عدم استقرار قانون و نیروی قدرتمند مرکزی, بی حفاظت ماندن سواحل و خلیج سومالی است که مامن آخرین نسل دزدان دریایی هزاره سوم شده است و تمامی خطوط کشتیرانی که از این سواحل عبور می کنند را با دردسر روبرو کرده است.نکته قابل توجه این منازعات ریخت و رایت سربازان دو طرف است که هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند,نیروهای نظامی سومالی فاقد یونیفرم نظامی مشخصی هستند و فقط عده ای سرباز مفلوک هستند که وجه تشابه شان نفرت قلبهایشان و سلاحهای آماده به شلیک در دستهایشان است...
پ.ن: رسیدن به این نقطه برای سومالی ها از خلال سالها مذاکره نکردن و عدم باور به روشهای مسالمت آمیز برای حل اختلافات و تقسیم قدرت حادث شده است,این سرنوشت محتوم همه ملتها و دولتهایی است که به خشونت پناه می برند...
پ.ن:شباهت تجهیزات نظامی شورشیان آفریقایی در همه کشورهای آشوب زده این قاره در بهره بردن از خودروی ژاپنی و سلاح روسی نشان می دهد این جنگها حداقل دو کشور حامی نیز دارد!!.

دو عشق با یک لینک LegoMatrix



برای کودک درونی که در آن واحد هم طرفدار پروپا قرص سه گانه ماتریکس است و هم با دیدن هر بازیچه ساخت لگو با پرواز یک سره تا 5-6 سالگی به گذشته اش سفر می کند,دیدن انیمیشنی که از تلفیق هر دو جریان پدید آمده باشد می تواند لذت بی حد و حصری را حاصل کند!.
تلاشی در حدود 440 ساعت با نمابرداری پلان به پلان از صحنه شلیک تیر بر پشت بام به سوی نئو ولی با استفاده از کارکترهای لگو به نمایش مهیجی به شرح این لینک تبدیل شده است, برای حصول اطمینان از کپی برداری اریژینال از اصل مطلب هم قطعه تلفیقی دو نمایه را در این لینک تماشا کنید.
برای دیدن پشت صحنه به این لینک و برای تماشای کل اثر از دریچه چند دوربین مختلف و زوایای متفاوت هم این لینک فراهم آمده است.
پ.ن: پشتکار و صرف چنین زمانی برای برای خلق دلخوشی و دل مشغولی های شخصی از همان کارهایی است که در ما ایرانیها کمتر رخ می دهد و اگر هم اتفاق بیافتد کارستانی می شود!!.

Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro, a little change by PThemes